با استفاده از این سایت میتوانید به صورت مستقیم و بدون دردسر از مطالب آموزشی و فیلم هایی که در دانلود سنتر هایی همچون رپید شیر و مگا آپلود و ....... قرار دارند با یک کلیک دانلود کنید.
برای ورد به سایت "دانلود نو" اینجا کلیک کنید
با استفاده از این سایت میتوانید به صورت مستقیم و بدون دردسر از مطالب آموزشی و فیلم هایی که در دانلود سنتر هایی همچون رپید شیر و مگا آپلود و ....... قرار دارند با یک کلیک دانلود کنید.
برای ورد به سایت "دانلود نو" اینجا کلیک کنید
بین سالهای 1918 و 1923 نسل جدیدی از فیلمسازان در پی این بودند که سینما را به عنوان هنر بکاوند . این کارگردانها فیلمسازی در فرانسه را سنگین و کسالت آور میدانستند و فیلمهای سرزنده هالیودی را که در طول جنگ به فرانسه سرازیر شده بودند ترجیح می دادند . در فیلمهای آنها شیفتگی زیبایی بصری و علاقه به کندوکاو روانشناختی مشهود است.
رابطه امپرسیونیستها با صنعت سینما
بحرانی که صنعت سینمای فرانسه را دربر گرفته بود به این فیلمسازان کمک می کرد . چون شرکت های فیلمسازی غالبا سیاست های خود را ....
(melodrama) ملودرام سبک نمایشی است که ترکیبی از چندین عنصر متضاد و متفاوت است.
این اصطلاح که بیشتر در تئاتر رایج بوده واژهای آشنا برای هنرهای دیگر هم محسوب میشود. در ادبیات، سینما وبه تازگی رادیو و تلویزیون ... ملودرام جایگاه ویژهای دارد؛ اگرچه در اصل به شعر یا نثری گفته میشد که ....

1. یک مقدمه
حالا پکیدن مرز میان فرهنگ رسمی و ضد فرهنگ های حاشیهنشین نوابغ را به سطل زبالههای تاریخ هنر کشانده تا تمام مطرودین و ملعونین پدرانشان را با اجر وعزت بیرون بکشند و یادشان را گرامی دارند. هیولاها ، زامبیها و آدمهای ناقصالخلقه کثیف حالا با خیال راحت در بزرگراههای هالیوود بستنی میخورند و به اعمال هیولایانه مشغولند.دوران آنها تازه آغاز شده...
سینمای وحشت پیش از آنکه به فضاهای تاریک و غمزده دوران گوتیگ مدیون باشد، وامدار داستانهای بزرگ و تاثیرگذاری همچون آثار جاودانه برام استوکر و مری شلی است. از طرف دیگر سینمای اکسپرسیونیستی صامت آلمان بر این گونه سینما تاثیر شگرفی گذاشت و در تکمیل و تکامل سینمای وحشت نقش مهمی ایفا کرد.
گونه وحشت، دارای زیرمجموعه های متنوعی است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: فیلمهای آدم خواری، تسخیرشدن توسط عناصر شیطانی، فرانکنشتاین، ارواح، گوتیک، گورستانی، خانه های اشباح، هیولاها، فیلمهای وحشتناک روان شناختی، داستانهای شیطانی، قاتلین زنجیره ای، فیلمهای ماوراءالطبیعی.
Slash and Slasher
اسلش چیست؟ در فرهنگ پالپ در مقابلش چنین نوشتهاند: شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، زجرکش کردن، چاک دادن، زخم زدن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادن. تارانتینو این خدایگان اسلشر میفرماید: "از نمایش مهو و تهوعآور شکنجه کردن لذت میبرم. چون روح انسان را پاکیزه میگرداند." سخن کوئنتین مقدس به غایت ترسناک و دهشتناک است اگر به اعماق کلماتش پیببریم.
اسلشر یکی از زیرمجموعههای فیلمهای ترسناک (هارور) است که حول و حوش قاتلین روانی میگردد که اغلب ماسک به صورت دارند. یک قاتل با اعتماد به نفس که بهصورت تصادفی طعمههایش را انتخاب و آنها را کاملن غیرحرفهای میکشد. اسلشر با قتل یک دختر جوان تودلبرو، هاتپورناستارهای صکسی شروع میشود و با نجات یافتن دختر خنیاگر دیگری به پایان میرسد.
اسنف یک نوع اسلشر است که به صورت واقعی ساخته میشود. اسنف، اسلشر مستند است. ژانر وحشت دارای قابلیت فراوان برای ترکیب با ژانرهای دیگر است. که یکی از آنها گونه اروتیک، پرونو است که در ممزوج شدن با اسلشر معجونی بس خطرناک شکل خواهد گرفت. فیلم هاستل در همین رده قرار می گیرد. معجون اسلشپورن.
سینما Pulldown 3:2 روشی است برای تبدیل فیلم های سینما (24فریم) براب پخش در تلویزیون هایی با هرتز 60.مانند فیلم های ntsc .
در این روش فریم اول فیلم 3 بار اسکن می شود. و فریم بعدی دو مرتبه. و همین ارگوریتم تا آخر ادامه دارد.
به طور کلی مراحل تدوین فیلم به سه مرحله اصلی تقسیم می شود:
1. اسمبلی assembly : در این مرحله تدوینگر از روی فیلمنامه و یادداشتهای گزارش صحنه برای ایجاد نظم بین نماها، پلانها را از اول تا آخر به ترتیب شماره نما،صحنه و سکانس می چیند. در این مرحله هیچ نوع حذفی صورت نمیگیرد. معمولا مرحله اسمبلی را دستیار تدوینگر انجام میدهد.
2. راف کات Rough Cut : در هنگام فیلمبرداری در ابتدا و انتهای یک پلان مقداری بیشتر از آنچه مورد نیاز است فیلمبرداری می شود تا به هنگام تدوین، مونتور(تدوینگر) بتواند هر لحظه را که مناسب دید، برای بریدن انتخاب کند. این مرحله را در واقع اولین مرحله واقعی تدوین میدانند. در ضمن در این مرحله برداشت های درست انتخاب و مابقی برداشت ها حذف میشوند.
3. فاین کات Fine Cut: در این مرحله مونتور تصمیم نهایی را دربارهی نقطه دقیق برش(کات) و لحظه پیوند پلان ها به یکدیگر می گیرد. فیلم شکل داستانی خود را گرفته و تدوین گر سعی می کند به ریتم مناسب در روایت برسد.




مدرنیسیم و پست مدرنیسم
نسرین سالاری
مدرنینته یک پدیده اجتماعی است که در نتیجه ی تحوّلی بزرگ در اندیشه بشر معاصر به وجود آمده است. شروع مدرنیته با پدید آمدن شهر، صنعت، تکنولوژی و تغییر مناسبات، همراه است.
نظریات چهار اندیشمند درپدید آمدن مدرنیته، نقش پررنگی داشته است.۱-”مارکس”: خیلی پیشتر از به وجود آمدن نشانه های مدرنیته، مارکس پیش بینی کرد، به زودی جامعه ا ی تشکیل می شود (نظام سرمایه داری) و طیفی از قدرت را می سازد که منجر به بهره کشی از مردم بی سرمایه، تحمیق وفریب مردم فرودست می شود. این مناسبات جدید وعدم تساوی قدرت، ایجاد بحران می کند. مارکس اول کسی بود که با دیدی انتقادی به تکنولوژی و پیشرفت نگاه کرد وپیشرفت را عامل بحران دانست. اما اکثریت مردم به تحولات رنسا نس(که پیامدش مدرنیسم بود) خوشبین بودند.
۲- “داروین”: با ارائه یک قصّه جدید، ایمان مردم را در مورد قصّه ی آفرینش دگرگون کرد. این نظریه باعث لرزاندن پایه های باور مردم شد. شکِ در تقدّس به وجود آمد ومرجعیت کلیسا، از بین رفت.” داروین” برای اولین بار با تئوریهای علمی ثابت کرد که قصّه های ادیان در مورد آفرینش صحت ندارد. یکی از مؤلفه ها ی مدرنیته شک در امور مقدس وحذف تقدّس از باورهای مردم است.
۳- “فروید”: دستاوردهای بسیاری داشت؛ از تأثیر گذارترین آن ها باید به تعریفی که در مورد واقعیت ارائه داده توجه کرد. فروید معتقد بود واقعیت حقیقی در ذهن و درون انسان اتفاق می افتد. همه ی افکار، تصمیم گیرها و رفتار ما تحت تاثیر گذشته وعملکرد ذهنی ماست، ذهن آدمی است که واقعیت حقیقی را می سازد. واقعیتی که فروید به جامعه ادبی پیشنهاد کرد، با روزگار بالزاک ودیگر هنرمندان آن دوره کاملًا متفاوت بود.از آن دوران به بعد مبنای ادبیات متحول شد. واقعیت درونی جای خود را به واقعیت بیرونی داد.
۴- “انیشتین”: نظریه نسبیت او از دیگر عوامل تا ثیر گذار در مدرنیته است. او ثابت کرد که هیچ اصل علمی ثابت نیست.این نظریه، تقدس علمی را زیر سوال برد وثابت کرد که علم هم نمی تواند ناجی حقیقی باشد. این دومین ضربه ای بود که به مفهوم تقدس می خورد. “داروین” به تقدس مذهبی ضربه زد و”انیشتن” به تقدس علمی. ”مؤلفه های مدرنیته در داستانهای مدرن”نویسندگان دردوران کلاسیک از یک سری قواعد کلی در داستان پیروی می کردند به طوری که خارج شدن ازآن قواعد ارزش کار نویسنده را پایین می آورد. نهضت مدرنیته بر آمده از اندیشه ی عصر مدرن بود. حقوق برابر در اندیشه مدرنیته باعث شد که نویسنده از مقام حکیم و دانای مطلق به سطحی، هم اندازه مخاطب تغییر جایگاه بدهد.۱- مسئله ی” مضمون” در داستان: نویسنده دیگر دغدغه ی آموزش و تغییر عقیده در مخاطب را نداشت.(برخلاف رئالیسم وسوسیالیست) از مؤعظه دست برداشت وبه سر گرم کردن مخاطب روی آورد.
۲- نقد دوران مدرن: عده ای از اندیشمندان نسبت به تحولات مدرنیته خوشبین بودند، آنها انتظار داشتند قانون مداری، ترقی ، پیشرفت وحقوق برابر شهروندی که از دستاوردهای تحولات رنسا نس بود، باعث رستگاریشان شود، اما بعد از جنگ جهانی اول ودوم (بعد از رنسانس اتفاق افتاد) متوجه شدند که علم هم مانند دین نتوانست آنها را خوشبخت کند. در نتیجه به نقد مدرنیته، نظام امنیتی وتکنولوژی پرداختند.
۳- بر اساس نظریات فروید، نویسندگان به جای پرداختن به مسائل بیرونی، به شناخت درونیات انسانها روی آوردند. علت یابی بیرونی واجتماعی را رها کردند و چون به کشف درونیات می پرداختند؛ داستانها ذهنی شدند.
۴- مدرن شدن به جای بازگشت به گذشته در داستان نویسی اتفاق افتاد.استفاده از وسایل مدرن وتاثیرآنها درمناسبات امروزی (به معضلات دامن زده یا از آن ها کاسته) از دیگر مؤلفه های این گونه داستانها است.
۵-” قهرمان” در این گونه داستان ها برخلاف داستانهای کلاسیک خوب یا بد نیست. شخصیت ها به جای سیاه وسفید، خاکستری شدند.
۶- اغلب داستان های مدرن پایانی باز یا مبهم دارند. داستان در نقطه ای نزدیک اوج رها می شود، به دلیل اینکه داستان در کنار خواننده وفهم او از متن شکل می گیرد.
۷- روایت در داستان مدرن، شکلی غیر خطی وبه هم ریخته دارد. با همه ی اصول وقواعد بازی می شود. تکه تکه کردن زمان روایت از دیگر مؤلفه های این نوعِ داستانی است. زمان مفهومی سیال پیدا می کند.(طبق نظر “برگسون”، مفهوم زمان نسبی وذهنی است.)
۸- استفاده از صورتها ی گوناگون وتلاش برای بهم ریزی و وفادار نبودن به یک زاویه دید. (روایت داستان، با چند نوع زاویه دید) قاعده گریزی و قابل احترام نبودن اصول، حتی قواعد ادبی از دیگر ارکان این داستان ها است.
۹ – ”سنت ستیزی”، چون مدرنیست ها متعقد بودند که سنت ها مانع پیشرفت وترقّی ما می شوند. سنت ها شامل باورها،اعتقادت وقواعد ادبی بود. اصل نو آوری که مبنای کار مدرنیست هاست به قواعد ضربه می زند و این منطق قاعده گریزی موجب آنارشیست گری در داستان می شود؛ که از معضلات داستان مدرن است. البته این ضربه بیشتر از جانب نویسند گان کم تجربه وکم سوادی که آشنایی لازم با قواعد داستانی ندارند، وارد می شود. اگر به آثار نویسندگان معروف این سبک دقت کنیم متوجه می شویم که در داستانهای آن ها ارکان داستا نی به شکل بسیار کم رنگ وجود دارد. وبا وجود رعایت تمام مؤلفه های مدرن،قصه ای خواند نی را می نویسند.“منتقدین ادبیات مدرن”“نویسندگان رئالیسم سوسیالیسم” نویسندگان متعهدی که از لحاظ مضمون، به داستان های واقع گرا متعقدند و به اصول اجتماعی واخلاقی پایند هستند. ومخالف مدرنیسم ها هستند. از نظر مخاطب، با روشنفکران مخالفند؛ قشری که مخاطب ادبیات مدرن هستند. از نظر قاعده هم با ادبیات مدرن مخالف هستند. دسته ی دیگری از منتقدین که با هر گونه ادبیات مدرن، (تئوری، ترجمه ونوشتن داستان مدرن) مخالف هستند. از نظر آنها، قرار دادن مظروف پاک در ظرف نجس است که مظروف را هم، نجس می کند.
دسته ی سوم، منتقد فرم این نوع ادبیات نیستند؛ بلکه از لحاظ ایدئولوژیک داستان مدرن را ضد مذهب می دانند که ترویج بی دینی را به دنبال دارد وروبروی آن ایستاده اند. “پست مدرنیسم”یک جنبش ادبی است که درابتدا به صورت اندیشه ای فلسفی بوده است. عدّه ای معتقدند که پست مدرنیسم، ادامه واز تبعات دوران مدرنیسم است. افرادی از جریان اصلاح طلب مدرن، شیوه های را ایجاد کردند که منجر به انتقاد از خود ونوعی نقد درونی شد؛ و به علت به وجود آمدن بعضی از اختلافات با “مدرنیسم” این جریان را “پست مدرنیسم” نامیدند. پست مدرنها متعقدند که به نقد دنیای مدرن می پردازند ومدرنیسم را به عنوان یک آفت معرفی می کنند. درحالیکه مدرن ها بیشتر به انعکاس دنیای مدرن می پردازند. اصلی ترین حرف پست مدرن ها نقد دنیای مدرن است. کار آنها متفاوت بودن است واز این جهت پیدا کردن مشترکات داستانی در این گونه آثار، از دید پست مدرن ها کاری بیهوده و تمسخرآمیز می باشد.“مؤلفه های داستانی پست مدرن”۱- یکی از ویژگی ها پست مدرنیست ها پراکندگی و پشت کردن به تمام عناصر داستانی(مقدمه،پیرنگ،گره افکنی،پایان…..) است.
۲- ویران گری اساس کار پست مدرنیسم است. برهم زدن نظم وقاعده، وایجاد نوعی یک پارچگی جدید ازدل این ویران گری از مهّم ترین ارکان این داستان ها می باشد.
۳- یکی از مشترکات مضامین در آثار پست مدرن، نقد دوران مدرن و با آوردن لوازمات زندگی مدرن، انسان مدرنی را به نمایش می گذارند که اسیر مدرنیسم شده است. نگاه بسیاری از مدرن ها به تکنولوژی احترام آمیز است، در حالیکه پست مدرنها به دستاوردهای مدرنیسم با انتقاد وتمسخر نگاه می کنند.
۴- داستان از شکل داستانی خارج می شود. درون مایه بسیار کمرنگ وفهم این داستان ها بسیار مشکل است و به عبارتی دچار بی مفهومی می شوند. البته در ظاهر این بی مفهومی وجود دارد. پست مدرنها با آوردن نشانه، لوازم غیر داستانی(عکس، تصویر،عدد،نقاشی) زبان غیر داستانی (زبان علمی) تلاش می کنند که به غیر داستانی بودن متن اشاره کنند. اما این نشانه ها بار معنایی خاصی، در داستان ایجاد می کنند.
۵- “کلاژ” آوردن تکه های از قصّه ها، متن های غیر داستانی(خبرهای مختلف، تابلو های خیابان،تکّه های روزنامه…..) در اثر،که به داستا نی شدن متن، کمک می کنند و به روایتی از اجتماع مدرن می پردازند.
۶- برخورد بینامتنی، پست مدرن ها متعقدند که هیچ اثر جدیدی خلق نمی شود وما، وام دار تمام آثاری که خوانده ایم، هستیم وتمامی متن ها با یکدیگر در ارتباطند. در این گونه داستان ها، متون و “پروتوتیپ” به صورت آشکار آورده می شوند؛ این ارجاعات می تواند خیلی خصوصی باشد. آنها به فهمِ خواننده از متن خود اهمیّتی نمی دهند وچون به نقد تکوینی معتقدند؛ ادعا دارند برای فهم داستان مخاطب می تواند به زندگی نویسنده وآثار مطالعه شده ی او مراجعه کند.
۷- استفاده از” پارادوئی” نویسندگان، شخصیت های داستانی، مطالب تاریخی، قصه ومتون آسما نی را هجو می کنند. این مؤلفه؛ یکی از مهّم ترین ارکان این نوع داستان ها ست.برخلاف مدرنیسم که فقط شعار نوآوری می دادند؛ پست مدرن ها بررسی متون کهن واستفاده معنایی از این متون را با اهمّیت می شمرند ومعتقدند که در سنت هنوز می توان موارد قابل اعتنایی پیدا کرد و به نوعی آشنایی زدایی رسید.
۸- عدم قطعیت یکی دیگر از مؤلفه های داستان های پست مدرن است. نویسندگان این مکتب چون اعتقاد دارند هیچ امرِ مورد یقینی در جهان وجود ندارد؛ از راوی نا معتمد در این گونه داستان ها استفاده میکنند. که داستان به عدم یقین منتهیمیشود.